تبليغاتX
Hanna

Hanna

روشهای شکار شوهر توسط دخترها!

1- روش جوادی:
یه بار یه جایی که توی دید طرف باشه و بتونه با دو تا شلیک خودشو بهت برسونه یهو غش می کنی و ولو می شی کف زمین.پس از چند دقیقه هذیون گفتن راجع به اینکه پسر پسر اصغر قصاب اومده خواستگاریت اما تو نمی خواهی به اون شوهر کنی/ مثلا به ضرب آب قند به هوش می آیی و وقتی چشمت به طرف می افته یهو بغضت می ترکه و د گریه. وقتی خوب گریه هاتو کردی و پاشدی که بری طرف کلی اصرار میکنه که برسونت.اما از اون اصرار و از تو انکار.خلاصه راه می افتی که بری اما یجوری راه می ری که مطمئن بشی طرف می تونه تا خونتون تعقیبت کنه... تا اینجا تو کار خودتو کردی اما از اینجا به بعدش دیگه با اوس کریمه.


2- روش یاهو مسنجری:
این روش اخیرا کاربرد زیادی پیدا کرده و عمدتا هم به خاطر اینه که لازم نیست مستقیم توی چشمای طرف نگاه کنی و این برای آماتورها هم کمک خبلی بزرگیه.از ایکونهای گوگولی مگولی هم می تونی برای رسوندن مفهوم استفاده کنی.اما بدیشم اینه که بعضی وقتها توی چت یه سو تفاهم هایی پیش می آد که خر بیار و باقالی بار کن!!

نکته:این روش فقط وقتی کاربرد داره که مطلب بطور صریح ادا بشه اما به علت اینکه هیچ موجود اناثی اصولا این کاره نیست پس بهتره که اصلا قیدشو زد!


3-روش بچه خر خونی:
همون داستان جزوه و این که خودت واردی.
نکته:متاسفانه از اونجایی که مجموع دو متغیر زیبایی و خر خونی در مورد دختر جماعت همیشه یه مقدار ثابته بنابراین بهتر که روی این روش خیلی حساب نکنی!

4-روش خرکی:
جلوی یکی از این لندکروز سیاهها بوسش می کنی که بدونه بخاطر بد بخت کردنش همه کار می کنی.



5-روش مذهبی خفن:

چهل شب جمعه جلوی در خونتون رو جارو می کنی و آجیل مشکل گشا پخش می کنی . تو ی این مدت به هر چی امامزاده و صاحب کرامات هست متوسل میشی و نذر می کنی که اگه حاجتت روا شد هر شب تو سقا خونه آس مم تقی یه شمع روشن کنی ...ایشالا که حاجتتو میگیری.
نکته:خواهر التماس دعا


6-روش از ما بهتران:
لازم نیست کاری بکنی. فقط انتخاب کن!


7-روش بچه مثبت:
طرف و به یه کافی شاپ دعوت می کنیو اونجا خیلی معقول و منطقی مساله رو بهش می گی.اونم احتمالا یه فرصتی می خواد که فکر کنه و بعدشم ایشالا که بعله رو می گه.
نکته:تا حالا چیزی خنده دار تر از این شنیده بودی؟


8-روش عرفانی:
میری لب چشمه که آب بیاری می بینی از قضا اونم انجاست.یه جوری که انگار حواست نیستپات می خوره به کوزه طرف و کوزه خورد و خاکشیر می شه.بعد لپات گل می اندازه و با عجله کوزتو پر می کنی و میری. اینجاست که طرف با خودش فکر می کنه:
اگر با من نبودش هیچ میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی
خلالصه خیالت تخت باشه که کارت درسته!
نکته:
این روش در طی تاریخ امتحانشو بخوبی پس داده و بنا براین بسیاری از کارشناسان و صاحبنظران معتقدن که بحران امروز ازدواج در اثر لوله کشی شدن آب بوجود اومده.

9-روش لوس گری:

یه دفعه یه سوسک می بینی و بنا میذاری به جیغ! آ ی جیغ نکش کی بکش.طرف هم که وضع و اینطور می بینه به هر قیمتی شده سوسک و به دیار باقی می فرسته. حالا تو همچین تحویلش می گیری که انگار شیر شکار کرده! و بعدشم مثلال از ترس سوسک یه مدتی خودتو بهش می چسبونی و ازش جدا نمی شی! اگه کارا تا اینجا خوب پیش بره ما بقیش تضمین شدست.



10-روش شهرستانی:
یه بار با چشم گریون و تن لرزون طوری که طرف بشنفه برای دوستت درد دل می کنی که چطوری وقتی داشتی می اومدی یه پسره ی چشم نا پاک تو رو دید زده و بهت متلک پرونده. بعدشم هقی می زنی زیر گریه. اینجاست که دیگه رگ غیرت طرف باد می کنه و حساب یارو با کرام الکاتبینه!
نکته:
اگه کار به خون و خونریزی نکشه می تونی روی موفقییت حساب کنی. اما اوصولا زندگی با این آدم توصیه نمی شه.

+ نوشته شده در  2009/7/2ساعت 4:43 PM  توسط Hanna  | 

روشهای همسر آزاری (مخصوص آقایون) !!!

از اونجایی که خانومها به سالروز تولد حساس هستند در روز تولد همسرتان سعی کنید برخلاف میل او شمع به تعداد سالهای تولدش یا حتی چندتا بیشتر تهیه کنید

قبل از رفتن به ماموریت سیمهای تلفن را دستکاری کنید تا ارتباط تلفن قطع شود تا علاوه بر آزار، چند صد هزار تومونی صرفه جويي اقتصادی به دنبال داشته باشد

عکسهای قبل از ازدواج خودتان را با حسرت نگاه کرده و با صدای بلند بگویید چه اشتباهی کردم ، چی بودم و چی شدم

در هنگام سرو شام در حالی که زیر لب با خود زمزمه میکنید، گاهی هم از رستوران نزدیک منزل تعریف و تمجید کرده و با حسرت به غذای همسرتان خیره شوید

در مناسبتهای مختلف که لباس هدیه میدهید سعی کنید رنگی را انتخاب کنید که همسرتان از آن رنگ متنفر است و در زمان اهدا بگویید دیوانه هم این رنگ را میپسندد

هشدار: تمام توصیه های بالا خطرناک است حتما'' قبل از انجام از میزان ظرفیت همسرتان مطلع شوید در غیر اینصورت امکان شکستگی سر و دست یا محرومیت از امکانات رفاهی وجود دارد

+ نوشته شده در  2009/7/2ساعت 4:42 PM  توسط Hanna  | 

پنجاه راه برای بازی با اعصاب دیگران!!

1- روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن

2- سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زود تر راه بيفتند

3- وقتي ميخواين برين دست به آب با صداي بلند به اطلاع همه برسونين

4- وقتي از کسي آدرسي رو مي پرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين

5- کرايه تاکسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون به صورت اسکناس هزاري پرداخت کنيد

6- همسرتون رو با اسم همسر قبليتون صدا بزنين

7- جدول نيمه تموم دوستتون رو حل کنين

8- روي اتوبان و جاده روي لاين منتهي اليه سمت چپ با سرعت پنجاه کيلومتر در ساعت حرکت کنين

9- وقتي عده زيادي مشغول تماشاي تلويزيون هستند مرتب کانال رو عوض کنين

10- از بستني فروشي بخواين که اسم پنجاه و چهار نوع بستني رو براتون بگه

11- در يک جمع سوپ يا چايي رو با هورت کشيدن نوش جان کنين

12- به کسي که دندون مصنوعي داره بلال تعارف کنين

13- وقتي از آسانسور پياده ميشين دکمه هاي تمام طبقات رو بزنين و محل رو ترک کنين

14- وقتي با بچه ها بازي فکري مي کنين سعي کنين از اونها ببرين

15- موقع ناهارتوي يک جمع جزئيات تهوع وگلاب به روتون استفراغي که چند روز پيش داشتين رو با آب و تاب تعريف کنين

16- ايده هاي ديگران رو به اسم خودتون به کار ببرين

17- بوتيک چي رو وادار کنيد شونصد رنگ و نوع مختلف پيراهنهاشو باز کنه و نشونتون بده و بعد بگين هيچ کدوم جالب نيست و سريع خارج بشين

18- شمع هاي کيک تولد ديگران رو فوت کنين

19- اگر سر دوستتون طاسه مرتب از آرايشگرتون تعريف کنين

20- وقتي کسي لباس تازه مي خره بهش بگين خيلي گرون خريده و سرش کلاه رفته

21- صابون رو هميشه کف وان حموم جا بذارين

22- روي ماشينتون بوقهاي شيپوري نصب کنين

23- وقتي دوستتون رو بعد ازيه مدت طولاني مي بينين بگين چقدر پير شده

24- وقتي کسي در جمعي جوک تعريف مي کنه بلافاصله بگين خيلي قديمي بود

25- چاقي و شکم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش يادآوري کنين

26- بادکنک بچه ها رو بترکونين

27- مرتب اشتباه لغوي و گرامري ديگران هنگام صحبت رو گوشزد کنين و بهش بخندين

28- وقتي دوستتون موهاي سرش رو کوتاه ميکنه بهش بگين موي بلند بيشتر بهش مي ياد

29- بچه جيغ جيغوي خودتون رو به سينما ببرين

30- کليد آپارتمان طبقه سيزدهم تون رو توي ماشين جا بذارين و وقتي به در آپارتمان رسيدين يادتون بياد! ﴿اين راه هم جنبه هايي از مازوخيسم در بر داره

31- ايميل هاي فورواردي دوستتون رو هميشه براي خودش فوروارد كنين

32- توي كنسرتهاي موسيقي بزرگ و هنري ، بي موقع دست بزنين

33- هر جايي كه مي تونين ، آدامس جويده شده تون رو جا بذارين! ﴿توي دستكش دوستتون بهتره

34- حبه قند نيمه جويده و خيستون رو دوباره توي قنددون بذارين

35- نصف شبها با صداي بلند توي خواب حرف بزنين

36- دوستتون كه پاش توي گچه رو به فوتبال بازي كردن دعوت كنين

37- عكسهاي عروسي دوستتون رو با دستهاي چرب تماشا كنين

38- پيچهاي كوك گيتار دوستتون رو كه ۵ دقيقه ديگه اجراي برنامه داره حداقل ۲۷۰ درجه در جهات مختلف بچرخونين

39- با يه پيتزا فروشي تماس بگيرين و شماره تلفن پيتزا فروشي روبروييش كه اونطرف خيابونه رو بپرسين

40- شيشه هاي سس گوجه فرنگي و هات سس فلفل رو عوض كنين

41- موقع عكس رسمي انداختن براي هر كس جلوتونه شاخ بذارين

42- توي ظرفهاي آجيل براي مهموناتون فقط پسته ها و فندقهاي دهان بسته بذارين

43- شونصد بار به دستگاه پيغام گير تلفن دوستتون زنگ بزنين و داستان خاله سوسكه رو تعريف كنين

44- توي روزهاي باروني با ماشينتون با سرعت از وسط آبهاي جمع شده رد بشين

45- توي جاي كارت دستگاههاي عابر بانك چوب كبريت فرو كنين

46- جاي برچسبهاي قرمز و آبي شيرهاي آب توالت هتل ها رو عوض كنين

47- يكي از پايه هاي صندلي معلم يا استادتون رو لق كنين

48- توي مهموني ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواين كه هر چي شعر بلده بخونه

49- چراغ توالتي كه مشتري داره و كليد چراغش بيرونه رو خاموش كنين

50- ورقهاي جزوه ء ۳۰۰ صفحه اي دوستتون كه ازش گرفتين زيراكس كنين رو قاطي پاتي بذارين ، يه بر هم بزنين ، بعد بهش پس بدين

+ نوشته شده در  2009/7/2ساعت 4:40 PM  توسط Hanna  | 

به تجربیات دیگران حتما دقت کنید !!!

من خيلی خوشحال بودم... من و نامزدم قرار ازدواجمون رو گذاشته بوديم... والدينم خيلی کمکم کردند... دوستانم خيلی تشويقم کردند و نامزدم هم دختر فوق العاده ای بود... فقط يه چيز من رو يه کم نگران می کرد و اون هم خواهر نامزدم بود... اون دختر باحال ، زيبا و جذابی بود که گاهی اوقات بی پروا با من شوخی های ناجوری می کرد و باعث می شد که من احساس راحتی نداشته باشم... يه روز خواهر نامزدم با من تماس گرفت و از من خواست که برم خونه شون برای انتخاب مدعوين عروسی... سوار ماشينم شدم و وقتی رفتم اونجا اون تنها بود و بلافاصله رک و راست به من گفت: اگه همين الان ۵۰۰ دلار به من بدی بعدش حاضرم با تو ......( سانسور شده )..........! من شوکه شده بودم و نمی تونستم حرف بزنم... اون گفت: من ميرم توی اتاق خواب و اگه تو مايل به اين کار هستی بيا پيشم... وقتی که داشت از پله ها بالا می رفت من بهش خيره شده بودم و بعد از رفتنش چند دقيقه ايستادم و بعد به طرف در ساختمون برگشتم و از خونه خارج شدم... يهو با چهرهء نامزدم و چشمهای اشک آلود پدر نامزدم مواجه شدم ! پدر نامزدم من رو در آغوش گرفت و گفت: تو از امتحان ما موفق بيرون اومدی... ما خيلی خوشحاليم که چنين دامادی داريم... ما هيچکس بهتر از تو نمی تونستيم برای دخترمون پيدا کنيم... به خانوادهء ما خوش اومدی!!!

نتيجهء اخلاقی: هميشه کيف پولتون رو توی داشبورد ماشينتون بذاريد!

+ نوشته شده در  2009/7/2ساعت 4:38 PM  توسط Hanna  | 

تست سئوالات ذهني خانمها در خصوص آقايون !!!

۱. هدف خداوند از آفرینش مردها چی بود؟

الف. هدف خاصی نبود .

ب. گل اضافی بود .

ج.نسخه آزمایشی بود .

د.اصلا کار خدا نبود.

2. چرا خدا مردها را از روی زمین برنمیدارد؟

الف.از نظر خدا مردها وجود خارجی ندارند .

ب.مگه ما روی زمین مرد هم داریم ؟

ج.وجود اینگونه از درندگان برای موازنه جمعیت روی زمین ضروری به نظر میرسد !

د. حالا چه عجله ایه؟

3. اگه خدا مردها را نمی آفرید چی می آفرید؟

الف.چیز خاصی نمی آفرید .

ب.پیراشکی .

ج.خروس جنگی.

د.فضای خالی.

4. اگر جمعیت مردها منقرض شود چه اتفاقي حادث می شود؟

الف.مگه قراره اتفاقی بیافته ؟

ب.خارشتر کویر لوت که آفت نداره !

ج.اکوسیستم به شرایط بدون انگل برمی گردد !!

د. یه هیولا کمتر دنیا قشنگتر . ( به به ) 

5. چه وقت مردها عاشق می شوند؟

الف.چه وقت مردها عاشق نمی شوند!

ب.هر وقت مامانشون بگه .

ج.چون یکدفعه می شوند خودشان هم نمی دانند که کی می شوند .

د.یک روز از همین روزا !

6.مردها چه وقت عشق قبلی خود را فراموش می کنند؟

الف.در همون وقتی که عشق جدید خود را کشف می کنند .

ب.جدید و قدیم نداره فقط بازیگر نقش زن عوض میشه .(قانون 4 نیوتن)

ج.اصلا عشقشون یادشون می یاد ؟؟

د.رابطه مستقیم با عشق جدید داره .

7.مردها در مقوله ایجاد یک رابطه عشقی جدید در حکم چه چیزی هستند؟

الف.فنر با ثابت بالا .

ب.پارچه استرج .

ج.یک نوع ماده الاستیک با ساختار ناشناخته .

د.کش تیرو کمان يا بند تنبان

8.مردها معمولا هر چند مدت یکبار عاشق می شوند؟

الف.هر شب .

ب.هر وقت که خدا بخواد .

ج.هر وقت مامانشون بگه .

د.سیکل زمانی خاصی ندارند .

9.مردها وقتی تصمیم به ازدواج می گیرند چه کار می کنن؟

الف.اون موقع نمی تونن کار خاصی بکنن!

ب.تمام تلاششون رو می کنن که بتونن يك کاری بکنن!

ج.به مامانشون می گن که يك کاری بکنه چون دیگه وقتشه که اونا رسما خیلی کارا بکنن!

د.می رن کلاس آشپزی !!

10.وقتی مردها تصمیم می گیرن ازدواج کنن چی می گن؟

الف.چیزی نمی گن چون لال میشن .

ب.وقت نمی کنن چیزی بگن .

ج.اولش چیزی براي گفتن ندارن ولی بعد که خرشون از پل گذشت نطقشون باز میشه .

د.در این برهه از تاریخ طبیعی هیچ کس نمی فهمه که اونا چی می گن .

11.مردها چطور زن زندگی شون رو می گیرن؟

الف.با دو دست .

ب.با تور .

ج.با چنگول .

د.با زبون بازي

12.معیار مردها برای انتخاب همسر چیه؟

الف.هر که پیش آمد خوش آمد .

ب.به روش جستجوی ترتیبی در لیست سیاه .

ج.ده بیست سی چهل ميكنن .

د. به قول مادر بزرگ پسر بچه نفهم دختر مثل پارچه می مونه هر روز يك مدل بهترش میاد و  وایمیستن بهترش بیاد !!!

+ نوشته شده در  2009/7/2ساعت 4:24 PM  توسط Hanna  | 

بیایید با فارسی آشتی کنیم!!

به جای ((اولا د)) بگویید:تسلی دل و آزار جان

به جای ((پراید))بگویید :ژیان تحت ویندوز

به جای((توالت)) بگویید:زور خانه انفرادی

به جای((خواب)) بگویید:عیش بی نوایان

به جای ((دکمه)) بگویید:بستنی

به جای((دماغ)) بگویید:نفس کش

به جای((دیسکت)) بگویید:عشق تو جیبی

به جای((سزارین)) بگویید:فنی زاده

به جای((سیم خاردار)) بگویید:دیوار تابستانی

+ نوشته شده در  2009/7/2ساعت 4:23 PM  توسط Hanna  | 

ايام هفته و زندگی زناشویی!!

شنبه
مرد : امروز ناهار چي داريم؟
زن : ببين ، امروز قراره من و زری با هم بريم «فال قهوه روسي يخ زده» بگيريم . ميگيند خيلي جالبه ، همه چي رو درست ميگه . به خواهر شوهر زری گفته « شوهرت برات يه انگشتر بزرگ ميخره » خيلي جالبه نه ؟ سر راه يه چيزی از بيرون بگير بيا

يکشنبه
مرد : عزيزم ، امروز ناهار چي داريم؟
زن : ببين ، امروز قراره من و زری بريم برای کلاسهای «روش خوداتکايي بر اعتماد به نفس» ثبت نام کنيم . هم خيلي جالبه ، هم اثرات خوبي در زندگي زناشوئي داره . تا برگردم دير شده . سر راه يه چيزی از بيرون بگير و بيا

دوشنبه
مرد : عزيزم ، امروز ناهار چي داريم؟
زن : ببين امروز قراره من و زری با هم بريم «شو»ی «ظروف عتيقه» . ميگن خيلي جالبه، ممکنه طول بکشه، سر راه يه چيزی از بيرون بگير و بيار

سه شنبه
مرد : عزيزم ، امروز ناهار چي داريم؟
زن : ببين امروز قراره من و زری با هم بريم برای لباس مامانم که برای عروسي خواهر زری ميخواد بدوزه دگمه انتخاب کنيم . تو که مي دوني فاميل مامانم اينا (!) چه قدر روی دگمه لباس حساس هستند . ممکنه طول بکشه . سر راه يه چيزی از بيرون بگير بيا

چهارشنبه مرد : عزيزم ، امروز ناهار چي داريم؟
زن : ببين ، امروز قراره من و زری بريم برای کلاس «بدنسازی» و «آموزش ترومپت» ثبت نام کنيم . همسايه زری رفته ، ميگه خيلي جالبه . ترمپت هم ميگند خيلي کلاس داره ، مگه نه؟ ممکنه طول بکشه چون جلسه اوله ، سر راه يه چيزی از بيرون بگير و بيار

پنجشنبه
مرد : عزيزم ، امروز ناهار چي داريم؟
زن : ببين ، امروز قراره من و زری بريم با هم خونه همسايه خاله زری که تازه از کانادا اومده . ميخوايم شرايط اقامت را ازش بپرسيم ، من واقعا'' از اين زندگي خسته شدم . چيه همه ش مثل کلفتها کنج خونه ! به هر حال چون ممکنه طول بکشه ، سر راه يه چيزی از بيرون بگير و بيا

جمعه مرد : عزيزم ، امروز ناهار چي داريم؟
زن : ببينم ، تو واقعا'' خجالت نمي کشي؟ يعني من يه روز تعطيل هم حق استراحت ندارم ، واقعا'' نمي دونم به شما مردهای ايراني چي بايد گفت؟ نه واقعا'' اين خيلي توقع بزرگيه که انتظار داشته باشم فقط هفته ای يه بار شوهرم من رو برای ناهار ببره بيرون ؟

+ نوشته شده در  2009/7/2ساعت 4:23 PM  توسط Hanna  | 

امان از دست خانومها!!!

+ نوشته شده در  2009/7/2ساعت 4:23 PM  توسط Hanna  | 

خدایا زن چه موجودیه؟!!!

يک بنده خدايی ، کناراقيانوس قدم می زد،وزير لب دعايی راهمزمزمه ميكرد . نگاهى به آسمان

آبى و درياى لاجوردين و ساحل طلايى انداخت و گفت:

خدايا ! ميشه تنها آرزوى مرا بر آورده كنى؟

ناگاه، ابرى سياه، آ سمان را پوشاند و رعد و برقى در گرفت

و در هياهوى رعد و برق، صدايى از عرش اعلى بگوش رسيد

كه ميگفت: چه آرزويى دارى اى بنده ى محبوب من؟

مرد، سرش را به آسمان بلند كرد و ترسان و لرزان گفت:

ای خدای کريم از تو می‌خواهم جاده‌ای بين کاليفرنيا و هاوايی

بسازی تا هر وفت دلم خواست در اين جاده رانندگی کنم!! از

جانب خدای متعال ندا آمدکه:

ای بنده‌ی من! من ترا بخاطر وفاداری‌ات بسياردوست

می‌دارم و می‌توانم خواهش تو را برآورده کنم اما هيچ ميدانی

انجام تقاضای تو چقدر دشوار است؟هيچ ميدانی ‌که بايد ته

اقيانوس آرام را آسفالت کنم؟ هيچ ميدانی چقدر آهن و سيمان

و فولاد بايد مصرف شود؟ من همه‌ای اينها را می‌توانم انجام

بدهم! اما آيا نمی‌توانی آرزوی ديگری بکنی؟

مرد، مدتى به فكر فرو رفت، آنگاه گفت:

اى خداى من! من از كار زنان سر در نمى آورم! ميشود بمن

بفهمانى كه زنان چرا مى گريند ؟ ميشود به من بفهمانى

احساس درونى شان چيست؟ اصلا ميشود به من ياد بدهى كه

چگونه مى توان زنان را خوشحال كرد؟

صدايي از جانب باريتعالى آمد كه:

ای بنده من! آن جاده‌ای را که خواسته‌ای، دو بانده باشد يا چهار بانده!!؟؟

+ نوشته شده در  2009/7/2ساعت 4:22 PM  توسط Hanna  | 

اگر ميخواي همه فکر کنن باکلاسي اینارارو انجام بده!!!

گر شما ذاتا'''' انسان با کلاسي هستيد که هيچ !!! در غير اين صورت بايد از هر فرصتي براي نشان دادن اين موضوع استفاده کنيد . شايد باورتان نشود ولي شما مي توانيد از جراحت خود نيز براي کلاس گذاشتن استفاده کنيد فقط کافيست جواب هاي زير را با اندکي قيافه موجه بيان کنيد:

* اگرشصت پاي شمازيراجاق گازگير کرده و شما اونو باند پيچي کرده ايدهرگاه علت آن را از شما جويا شدند بايد جواب دهيد : ''''موقع تکان دادن پيانوي بابام پام مونده زيرش''''

* اگر صورت شما بر اثر جوشکاري زير آفتاب سوخته بايد بگوييد : ''''از اسکي آخر هفته نمي توانم بگذرم''''

* اگر به خاطر تک چرخ زدن با موتور براوو جلوي مدرسه دخترانه به زمين خورده ايد در جواب بايد بگوييد : ''''با موتور هزار داداشم تو جاده چالوس تصادف کرديم''''

* اگر انگشت دست شما به ماهيتابه پياز داغ چسبيده علت آن را چنين بيان کنيد : ''''ديشب با قهوه جوش اينجوري شد''''

* اگر بر اثر ضربه ي چکش ناخن شما شکسته بايد بگوييد : ''''به سيم گيتارم گير کرده''''

* اگر بر اثر زد و خورد در صف روغن کوپني زير چشم شما کبود شده جوابتان اين باشد : ''''چند روز پيش توپ تنيس به صورتم خورد''''

* اگر صورت شما بر اثر خوردن خرماي خيرات و چاي و شيريني مملو از جوش شده علتش را چنين وانمود کنيد: ''''که خواهرتان از هلند شکلات زيادي آورده است''''

* اگر ميني بوس شما در جاده خاکي چپ کرد و حسابي مجروح شديد بسيار عصباني بگوييد : ''''الکي مي گويند زانتيا ايربگ داره ''''

* اگر کف دست شما به قوري سماور چسبيد بگوييد:''''حواسم نبود ميله ي شومينه زيادي داغ شد''''

* اگر موها و ابروهاي شما در چهار شنبه سوري سوخت جواب دهيد:''''بچه همسايه را از ميان شعله هاي آتش بيرون کشيدم!


ببينم شما اينقدر بيكلاس بودي كه همه اينها رو خوندي ؟!!!!!

+ نوشته شده در  2009/7/2ساعت 4:22 PM  توسط Hanna  |